شوخي است كه ممكن است معلمي براي روشن كردن يك استدلال بگويد اميد ميرفته كه شاگرد آن را بهخاطر سپرده و نقل كند.1
4. رياضيات. بوريدان در سال 1335 با استادي بهنام مُنتِسكالِريو دربارهٴ تقسيم تا بينهايت، واقعيت نقطهٴ هندسي و مقولاتي از اين قبيل به بحث پرداخت. همچنين سوٴال 18 او در كتاب
طبيعيات چنين است: ((آيا ميتوان اجزاي يك جسم را تا بينهايت تقسيم كرد؟))2 او مبحث بينهايت را با فرق گذاشتن بيهوده ميان بينهايت گزارهاي3 و همگزارهاي،4 يعني نوعي بينهايت نسبي و غيركامل و يك بينهايت مطلق دچار پيچيدگي كرد. اين سوٴالها هم داراي كاربردهاي رياضي بود و هم كلامي.
5. مكانيك. مهمترين موجب حفظ نام بوريدان، تلقي او از مسئلهٴ حركت و نيروي رانش بود.
او را بايد يكي از بنيانگذاران دوردست و غيرمستقيم ديناميك جديد دانست. آثار وي در مدت دو قرن راهنماي مكتب نامگرايي و سپس مكانيكدانهاي ايتاليايي شد كه مقدمات انقلاب گاليله را فراهم ساختند.
مهمترين مزيت او مخالفتش با ديناميك ارسطويي بود. او در اين كار پيشگام نبود، چنان كه بسياري از عقايد او را تا زمان فيلوپونوس (ششم ـ 1)5 ميتوان دنبال كرد، ولي انتقاد او بسيار جدي و موٴثر بود؛ مثلاً پرسشهاي 7 و 8 مقالهٴ هفتم
فيزيك او را ببينيد. او نتيجه ميگيرد در جهان هيچ حركتي وجود ندارد كه قانونهاي ارسطو را دقيقاً شامل شود. در سوٴال 12 مقالهٴ هشتم چه چيز باعث حركت يك جسم پرتابي ميشود، او عقيده به ((قوهٴ ممانعت))6 را رد ميكند، همچنين اين عقيده را كه هواي رانده شده بهوسيلهٴ جسم پرتابي هواي مقابل خود را با سرعت بيشتري ميراند، و اليٰ آخر. سرانجام نتيجه ميگيرد علت حركت را نه در هوا، بلكه بايد در خود جسم پرتابي جستوجو كرد، زيرا جسم نيروي رانشي7 دريافت و در خود حفظ كرده است، كه تدريجاً با سنگيني خود جسم و با مقاومت هوا كاهش مييابد. دليل اين كه يك قطعه